حسن حسن زاده آملى

327

ده رساله فارسى (فارسى)

بيان : قوله : « اين زاويه تقاطع را زاويه اختلاف منظر گويند » ناظر است به مثل زاويه - د ح ه - در شكل 15 و دانستى كه اين زاويه را به لحاظ مساوى بودن آن با زاويه - د ا و - زاويه اختلاف منظر گويند . در پيرامون عبارت چغمينى ، و اعتراض قاضىزاده رومى بر وى گفته‌ايم كه اگر چغمينى بجاى قوس اختلاف منظر ، زاويه اختلاف منظر را عنوان مىكرد اعتراض قاضىزاده به دو رو نمىآورد ، حال در عبارت قوشچى ملاحظه مىفرماييد كه وى مراعات اين مطلب را كرده است كه اختلاف منظر را زاويه تقاطع دو خط مذكور گرفته است كه از مثل اعتراض قاضىزاده منزّه است . قوله : « و آن طرف خطى بود كه از مركز عالم به موازات خطى كه . . . » همانست كه در شكل 15 گفته آمد . قوله : « گاه باشد كه اين هر دو دائره عرض بر يكديگر منطبق شوند . . . » ناظر به مثل شكل 4 است . در آنجا مورد بحث انطباق دائره ارتفاع و وسط سماء رؤيت بوده است ، و در اينجا انطباق دو دائره عرض با يكديگر عنوان شده است ، و بين اين دو تعبير اختلافى بحسب واقع پيش نمىآيد ، چه اين‌كه وقتى كوكب بر دائره وسط السماء رؤيت بوده باشد دائره عرض و دائره ارتفاع و دائره وسط سماء به رؤيت هر سه با هم منطبق خواهند شد چنان كه بر خبير در اين علم پوشيده نيست . قوله : « و گاه چنان اتفاق افتد كه كوكب بر منطقة البروج باشد . . . » ناظر به شكل 5 است و باقى عبارات او نياز به بيان ندارد . تبصره : نضد و ترتيب سيّارات در نظر مشهور بدين‌گونه است : قمر و عطارد و زهره و شمس و مريخ و مشترى و زحل ، بدليلى كه خواهد آمد ؛ اكنون با دانستن اختلاف منظر ، وقت دانستن دليل ترتيب آنها بر نهج مذكور است . اعنى اختلاف